ما به شما اعتماد داریم : شما نیز کافیست یک بار از محصولات ما استفاده نمایید مطمئنیم تفاوت را احساس می کنید. از این قسمت در دوره کسب و کار شرکت کنید.

شبکه های اجتماعی

aparat

نورومارکتینگ یا بازاریابی عصبی

  • 24 دی 1395
  • 10094
  • 0

نورو مارکتینگ یا بازاریابی عصبی

منیره محمدی گنبد

 کارشناسی ناپیوسته مهندسی تکنولوژی کامپیوتر

استاد

مهدی سنجه ونلی

چکیده

هدف از این مقاله, پاسخ به این پرسش است که بازاریابان چگونه می توانند تبلیغات بازاریابی خود را به مصرف کنندگان انتقال دهند وعملکرد مغز مخاطبان که تصمیمات بسیار پیچیده ای دارند را تحریک کنند تا محصول خود را به فروش برساند و به کسب  کار خود رونق دهند. نتیجه گیری اصلی این مقاله این است که در بازاریابی سنتی, افراد از محصولاتی خرید می کنند که از کیفیت محصول اطمینان دارند و بارها از آن محصول خرید و استفاده کرده اند وهنگامی که فروشنده محصول جدیدی را عرضه می کند و ثابت می کند که این محصول از کیفیت بیشتری نسبت به محصول قبلی برخوردار است ولی متاسفانه فرد از خرید آن محصول منصرف می شود زیرا از محصول اطلاعات و اطمینان ندارد و این به دلیل پیچیدگی مغز انسان و احساسات افراد هنگام خرید است که بسیاری از تصمیمات به صورت ناخودآگاه درافراد رخ می دهد. بازار یابی عصبی عملکرد مغز قدیم افراد (ناخودآگاه افراد ) را تحریک می کند تا به کسب و کار خود رونق دهند.

واژگان کلیدی: بازاریابی عصبی، کسب و کار، مغز قدیم

1. مقدمه

 بازاریابی عصبی (NEURO MARKETING): بازاریابی عصبی اخیرا مورد توجه فراوانی قرار گرفته است مفهوم بازاریابی عصبی در سال 2002 مطرح شد. این علم جدید از ترکیب میان دو رشته بازاریابی و عصب پدید آمده است تکنیک موثری برای تبلیغ پیام بازاریابی به مخاطبان است بازاریابی عصبی عملکرد مغز قدیم افراد (ناخودآگاه افراد ) را تحریک می کند تا به کسب و کار رونق دهد ارتباط بین بازاریابی و عصب می تواند دانش را در زمینه های مختلفی گسترش دهد. بازاریابی عصبی در سازمان های بزرگ و کوچک مورد استفاده قرارمی گیرد.

2. بازاریابی سنتی

در بازاریابی سنتی افراد از محصولی استفاده می کنند که در میان مردم شناخته شده است و قبلا ازان محصول خریداری کرده و نسبت به محصول اطلاعات و اطمینان کامل دارد. هنگامی که محصول جدیدی با کیفیت بالایی به بازارعرضه می شود فروشنده برای فروش محصول جدید ویژگی های آن را به مصرف کننده ابلاغ می کند تا بتواند مصرف کننده را قانع کند که این محصول نسبت ب محصول قبلی کیفیت بالایی دارد ولی مصرف کنندگان از خرید آن محصول منصرف می شود زیرا اطلاع و اطمینانی به محصول ندارد.

ویا در مثال دیگر در بازاریابی سنتی تولید کنندگان نظر مصرف کنندگان را در مورد محصول می پرسیدند و تحقیق می کردند و محصول جدید را طبق خواسته ی مصرف کنندگان تولید می کردند و اتفاق عجیبی ک رخ میداد این بود که مصرف کنندگان محصول جدید را خریداری نمی کردند و تولید کنندگان با شکست مواجه میشدند. بازاریابان به این نتیجه رسیدند که احساسات و تصور ذهنی افراد با گفتارشان متفاوت است وبه این دلیل است که  بازاریابی سنتی دچار مشکل میشود.

3. مغز انسان و اثرات احساسی آن

مغز دارای سه بخش جدید, میانی و قدیم می باشد. تصمیات منطقی و کارهای پیچیده توسط مغز جدید انجام می شود و پردازش احساسات افراد در حافظه میانی اتفاق می افتد و مغز قدیم فعالیت های ما را کنترل می کند وتصمیماتی که میگیریم توسط مغز قدیم انجام می شود. اغلب کارهای غیر ارادی توسط این قسمت از مغز انجام میشود.

4. تصمیم گیری هنگام خرید و هدف بازاریابی

افراد هنگام خرید تصمیماتی می گیرند و تصمیمات آن ها توسط فعالیت مغزقدیم انجام میشود و به روان فرد ارتباط دارد. در بازاریابی سنتی به این نکته اشاره نمی شود  افراد هنگام خرید چیزی را می گویند که به آن عمل نمی کنند آنچه را که می خواهند به زبان نمی آورند و در این صورت نمی توان به گفته های مشتریان توجه کرد. تصمیمات از روی احساسات گرفته می شود نه از روی عقل و یا تصمیم گیری در سطح ناخوآاگاه افراد اتفاق می افتد نه در سطح خودآگاه او. هدف بازاریابی عصبی این است که تصورات غلط افراد را از ذهنشان خارج کند در بازاریابی عصبی تصمیمات افراد را که هنگام خرید ناهوشیار است هدف قرار می گیرد و از مشتریان نمی پرسند که چه می خواهند با توجه به عملکرد مغز و سیستم اعصاب بدن اطلاعات را از ذهنششان بیرون می کشند.

5. مثال های بازاریابی

افراد معمولا محصولی را می خرند که مورد تایید دیگران باشد محصولی را می خرند که دیگران هم از ان استفاده میکنند موقع خرید در صورتی که همان محصول با برند دیگری باشد از خرید آن محصول منصرف می شوند شاید کسانی که لپ تاپ اپل خریداری کردند به امکانات آن نیازی نداشته باند بلکه فقط می خواهند دیگران آن را تایید کنند.

من میخواهم همین الان کسب و کار اینترنتی خودم رو شروع کنم.

هنگامی که مشتریان وارد فروشگاهی می شوند دوست دارند که محصولات متنوعی راببینند و در این صورت شاید افراد زیادی به انجا مراجعه کنند فروشنده محصولات متنوعی را به مشتری عرضه می کند و گزینه های زیادی در اختیار مصرف کننده قرار می دهد که این امر احتمال خرید را پایین می آورد زیرا ذهن افراد از تنوع محصولات خسته می شود و هر چه مشتری راحت تر انتخاب کند احتمال خرید بیشتر است.تبلیغات باید متعادل باشد و از نمایش محصولات زیاد باید اجتناب کرد.

هر گاه محصولی کمیاب شود درخواست های مشتری زیاد می شود اگر محصول همیشه موجود باشد احتمال خرید کمتر است زیرا افراد احتمال می دهند که محصول خوبی نباشد ودر خرید آن منصرف می شوند و یا در زمان دیگری آن را می خرند و یا در خرید ان عجله نمی کنند بنابراین هرچه محصول کمیاب باشد مشتریان باید مدتی صبر کنند و وقتی ان محصول عرضه می شود خرید کنند که این امر باعث می شود در خرید آن عجله  کنند.

6. ویژگی و کاربرد نرومارکتینگ یا بازاریابی عصبی

نرومارکتینگ مانند کامپیوتر عمل می کند شامل دو قسمت سخت افزار و نرم افزار می باشد. قسمت سخت افزار آن کلاهی است که به آن گیرنده های عصبی متصل است و قسمت نرم افزاری آن تصمیماتی که هنگام خرید داریم را شناسایی می کند و امواج مغزی ما را بررسی و تحلیل می کند. فعالیت های مغزی فرد را می توان با ابزارهای نرومارکتینگ مانند:EEG, ,FMRI  و الکتروفیزیولوژی تک عصبی ثبت کرد.

1-6. دستگاه الکتروانسفالوگرافی نوار مغزی EEG)): فعالیت های مغزی را ثبت و تصویربرداری می کند و روی کاغذ چاپ می کند و به ما تحویل می دهد. در علم بازاریابی عصبی از ماشین های EEG صرفا جهت اهداف بازاریابی استفاده می شود, توسط این دستگاه می توان ذهن فرد را خواند که آیا محصول تولید شده مورد تایید آن شخص هست یا خیر؟ به وسیله ی نورمارکتینگ می توان تعدادی افراد را EEG کرد و درصد فروش محصولات را پیش بینی کرد.همانطور که اشاره شد مردم نظرات خود را به زبان نمی آورند سازمان ها به این طریق میتوانند نظرات ذهنی افراد را  هدف قرار گیرند وبه کسب و کار خود رونق دهند. 

2-6. دستگاه اسکنر تصویربرداری FMRI: فرد در هنگام آزمایش داخل دستگاه دراز می کشد و اطلاعات مغزی فرد را به صورت سه بعدی و آناتومیک نشان می دهد این دستگاه از کیفیت بالایی برخوردار است در این تکنیک افراد باید کاملا ثابت بمانند هزینه ی انجام این روش  بالا می باشد. بین محرک که همان محصولات تجاری هستند تاخیر 5 ثانیه ای در مشاهده تغییر فعالیت مغز از طریق تصویربرداری وجود دارد به همین دلیل ارزیابی تبلیغات چند ثانیه ای تلویزیونی که ریتم تندی دارد, با این روش مشکل است.

3-6. الکتروفیزیولوژی: در روش الکتروفیزیولوژی  با انجام جراحی مغز صورت می گیرد در این روش می توان به اطلاعات یک سلول مغزی پی برد که از طریق جراحی یک الکترود مستقیما به مغز شخص وارد می شود فرد باید به مدت 10 روز در بیمارستان بماند تا بتوان اطلاعات مغز آن را ثبت کرد.

نتیجه گیری

امروزه بازاریابی سنتی کمک چندانی به درآمد زایی ندارد و مبالغ زیادی و زمان بسیاری صرف این نوع بازاریابی می شود. بازاریابان برای فروش بهتر محصولات از روش های بازاریابی عصبی که با تکنیک های موثر خود بر مغز قدیم و ناخوداگاه افراد نفوذ میکند استفاده می کنند که به درامد زایی و روان افراد کمک می کنند و قبل از اینکه مشتریان در مورد محصولات فکر کنند و تصمیم بگیرند آن محصول را خریداری می کنند این کار سبب صرفه جویی در هزینه تبلیغات, زمان میشود و همچنین الگویی برای سایر کسب و کارها می شود. بازار یابی عصبی  راه جدیدی برای آگاهی و یادگیری تکنیک های بازاریابی است. بازاریابی عصبی از ابزار و روش های گوناگون برای رفتار مصرف کننده استفاده می کند. بازاریابان می توانند نیازهای ناخودآگاه افراد را بشناسند ودر فروش محصولات خود از آن استفاده کنند.

من میخواهم همین الان کسب و کار اینترنتی خودم رو شروع کنم.

تشکر و قدردانی

در اینجا از استاد گرامی مهندس مهدی سنجه ونلی کمال تشکر و قدردانی را دارم.

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 1

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط